تصاویر منتخب

درباره ما

زهکلوت من زیباست، مردم ساده و صبورش فرهنگ زیبای بلوچیش نخل های سبز بلندش باید دیده شود.

صفحات دیگر

(سگده چکوم بهم ) دلنوشته ای زیبا از حبیب میرزایی...

شهر زهکلوت



هیچ گاه فراموش نخواهم کرد خاطره آن روز ها را  ؛ صبح پگاه (زود)که بیدار می شدم مادر نشسته بود بر درگاه دوار(کپر) و افتاده بود به کار ورز دادن خمیر . کار خمیر که تمام می شد چایی شیرین می کرد و نانی در آن تلیت می کرد و  صبحانه ای می ساخت برای من و به راهم می کرد تا بروم به دبستان . و خود چیلکی(طنابی که با برگ خرما می سازند) بر می داشت و می رفت به جنگل برای دار (چوب برای روشن کردن آتش)
ادامه مطلب

سفره ی منزل باوا کجان?( سفره منزل بابا کجاست؟) شعری زیبا از حبیب میرزایی

شعر محلی



 سفره ی منزل باوا که پر ای نونه کجان ؟        هر سها نرد و بلا ، سگده و کربونه کجان ؟

آ  که تو چشم و دلی مهر فراوونه کجان؟     آ  که تو چشم و دلی مهر فراوونه کجان ؟


ادامه مطلب

شعر محلی قلعه گنج ، زهکلوت ، کهنوج

شهر زهکلوت

غروب زیبا در زهکلوت

تو یادِت نایه آ سالون چطورَر, هوا ابری ابو یَک هفتَه اورَر,

خُمینوختِی ابو, بایی اچیدی, دوتا تولَک رطب,خرما پزونَر

, ابستی وَر کمر بایی پَرَندی, ارو عینِ پُلنگ, مثلی جوونَر,

کسی گُشنه نَهَر برعکسِ حالا, میونِ سفرهء مردم, چه نونَر,

ادامه مطلب
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو